الملا فتح الله الكاشاني

165

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

راهى راست و يا موافق سازد ايشان را در دنيا برسوخ و دوام در ايمان و طاعت در آخرت به راه نمودن بطريق بهشت و بدانكه حقتعالى در اول سوره تبيين بعضى از مهام فرايض نمود ختم آن كرد ببيان آنچه از آن باقى مانده بود بقوله * ( يَسْتَفْتُونَكَ ) * طلب فتوى و حكم مىكنند از تو در ميراث كلاله و حذف آن به جهت دلالت جوابست بر آن از جابر انصارى رضى اللَّه عنه منقول است كه گفت من بيمارى صعب داشتم سيد عالم صلَّى اللَّه عليه و آله بعيادت من آمد و بنشست چون ساعتى برآمد پارهء آب طلبيد و بر روى من ريخت به خود آمدم گفتم يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله مرا مالى هست و من كلاله‌ام يعنى ولد و والدين ندارم و مرا نه خواهر است پس مال خود را چگونه قسمت كنم بر ايشان آن حضرت هيچ جواب نداد و بيرون رفت نوبت ديگر كه آمد فرمود اى جابر تو را از اين بيمارى مرك خواهد بود و ليكن حقتعالى در باب تو و خواهران تو فرمود اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله از تو طلب فتوى مىكنند در ميراث * ( قُلِ ) * بگو كه * ( اللَّه يُفْتِيكُمْ ) * خدا حكم مىكند * ( فِي الْكَلالَةِ ) * در ميراث كلاله كه غير ولد و والدين است به اين وجه كه * ( إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ ) * اگر مردى بميرد * ( لَيْسَ لَه وَلَدٌ ) * كه نباشد مر او را فرزندى خواه مذكر و خواه مؤنث * ( وَلَه أُخْتٌ ) * و مر او را باشد خواهرى از مادر و پدر يا از پدر تنها * ( فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ ) * پس مر آن خواهر راست نيمهء آنچه گذاشتند از مال و حكم خواهر مادرى در اوايل سوره مذكور شد و بدانكه امرء مرفوع است بفعلى كه فعل ظاهر بعد از آن مفسر آنست و قوله ليس له ولد صفت امرء است و يا حال است از ضمير مستكن در آن و قوله و له احتمال دارد كه حال باشد و يا عطف باشد * ( وَهُوَ يَرِثُها ) * و آن مرد مذكور ميراث مىگيرد از خواهر در صورتى كه امر به عكس باشد * ( إِنْ لَمْ يَكُنْ لَها وَلَدٌ ) * اگر نباشد خواهر او را فرزندى * ( فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ ) * پس اگر باشند خواهران آن مرد دو تا * ( فَلَهُمَا الثُّلُثانِ ) * پس مر ايشان را دو ثلث است * ( مِمَّا تَرَكَ ) * از آنچه گذاشته است مرد * ( وَإِنْ كانُوا إِخْوَةً ) * و اگر باشند وارثان او برادران و خواهران پدرى و مادرى يا پدرى تنها * ( رِجالًا وَنِساءً ) * كه مردان و زنان باشند اصل كلام آنكه ( و ان كانوا اخوة و اخواتا ) ليكن تغليب مذكر شده و خلاصهء معنى آنست كه اگر وارث برادران و خواهران باشند مجتمع با يكديگر * ( فَلِلذَّكَرِ ) * پس مذكر را باشد زميراث * ( مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ) * مانند بهرهء دو مؤنث در كنز آورده كه معنى كلاله در آيه